اخلاق در نهج البلاغه از کتاب ترجمهغررمحلاتى
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 77
بر شما باد به داشتن اين اخلاق نيكو، و در داشتن آنها بر يكديگر سبقت گيريد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 80
417 29- سبب تزكية الاخلاق حسن الادب. 4 121 وسيله تزكيه و پاكسازى اخلاق ، ادب نيكو است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 145
788 35- تجنّبوا البخل و النّفاق فهما من أذمّ الأخلاق. 3 303 از بخل و نفاق (دو رويى) بپرهيزيد كه آن دو مذمومترين (و نكوهيدهترين) اخلاق است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 189
1190 1- اذا قلّ اهل الفضل هلك اهل التّجمّل. 3 192 هنگامى كه اهل فضل و دانش كم شوند تجمّل پرستان نابود گردند. 1191 2- التّجمّل من اخلاق المؤمنين.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 189
1 307 تجمّل و آراستگى از اخلاق مؤمنان است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 231
1 310 آز و حرص زياد، از زشتيهاى اخلاق است. 1565 26- الحرص و الشّره يكسبان الشّقاء و الذّلّة. 1 361 حرص و آز زياد، بدبختى و خوارى آورند.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 238
1637 2- الانقباض عن المحارم من شيم العقلاء و سجيّة الأكارم. 2 108 خود دارى از محرّمات الهى از اخلاق خردمندان و خوى مردمان گرامى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 239
1642 7- إذا رغبت فى المكارم فاجتنب المحارم. 3 138 هر گاه به مكارم اخلاق (و صفات نيكوى انسانى) مايل گشتى (و خواستى آنها را تحصيل كنى) از محرمات الهى اجتناب و دورى كنى.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 240
1652 17- من احسن المكارم تجنّب المحارم. 6 34 از بهترين مكارم اخلاق اجتناب از محرمات الهى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 291
2110 7- انّ افضل اخلاق الرّجال الحلم.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 291
2 488 به راستى كه بهترين اخلاق مردان، حلم و بردبارى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 305
و عنوان الفضل. 2 10 تحمل اخلاق و يا زندگى ديگران، نشانه عقل و سر آغاز فضيلت و برترى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 308
2267 4- عجبت لرجل يأتيه اخوه المسلم في حاجة فيمتنع عن قضائها و لا يرى نفسه للخير اهلا، فهب أنّه لا ثواب يرجى و لا عقاب يتّقى، ا فتزهدون فى مكارم الاخلاق 4 344 در شگفتم از مردى كه برادر مسلمانش براى حاجتى نزد او آيد، و او از بر آوردن حاجتش خود دارى كند، و خود را شايسته كار خير نبيند، گيرم كه نه ثوابى است كه اميد داشته باشد و نه عقابى كه از آن پرهيز شود، آيا شما در مكارم اخلاق نيز بىرغبت هستيد 2268 5- فوت الحاجة خير من طلبها من غير أهلها. 4 429 از دست رفتن حاجت بهتر از خواستن آن از نا اهل است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 316
2338 1- انّ بذل التّحيّة من محاسن الاخلاق. 2 492 به راستى كه بذل تحيّت (سلام كردن و يا هر احسان و بخششى) از زيباييهاى اخلاق است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 316
2339 2- بذل التّحيّة من حسن الاخلاق و السّجيّة. 3 266 بذل تحيّت از زيبايى اخلاق و خوى انسانى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 332
2491 2- أطهر النّاس اعراقا أحسنهم أخلاقا. 2 405 پاكزادترين مردم نيكوترين آنها در اخلاق است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 333
2496 7- تعصّبوا لخلال الحمد، من الحفظ للجار، و الوفاء بالذّمام و الطّاعة للبرّ، و المعصية للكبر، و تحلّوا بمكارم الخلال. 3 311 خود را دلبسته و مقيّد كنيد به خصلتهاى پسنديده: از نگهداشتن حرمت همسايه، و وفا كردن به عهد و پيمان، و فرمانبردارى از كار نيك، و نافرمانى از تكبّر و سر بزرگى كردن، و آراسته شويد به اخلاق نيكو.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 333
2497 8- ستّة تختبر بها أخلاق الرّجال: الرّضا و الغضب و الامن و الرّهب و المنع و الرّغب. 4 146 شش چيز است كه اخلاق مردان در آن آزمايش شود: خوشنودى، خشم، امنيت، ترس، منع (يعنى جلوگيرى) و رغبت (يعنى ميل). 2498 9- من لم تحسن خلائقه لم تحمد طرائقه. 5 462 كسى كه اخلاقش نيكو نباشد راههاى زندگى و روشهاى او پسنديده نيست.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 335
2522 23- حسن الاخلاق برهان كرم الاعراق. 3 392 اخلاق نيكو نشانه بزرگوارى ريشهها و اصل و نسب انسانى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 335
2523 24- بحسن الاخلاق يطيب العيش. 3 218 به واسطه حسن اخلاق است كه زندگى نيكو گردد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 336
2527 28- احسن شيء الخلق. 2 371 بهترين چيزها اخلاق نيكو است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 336
2528 29- أكرم الحسب الخلق. 2 374 گرامىترين حسبها اخلاق خوب است.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 337
5 463 كسى كه تنگ باشد ناحيه (و اخلاق ) او، اندك باشد راحتى و آسايش او. 2538 6- من ساء خلقه أعوزه الصّديق و الرّفيق. 5 462 كسى كه بد خلق باشد دوست و رفيقش ناباب گردد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 338
2552 20- السّىّء الخلق كثير الطّيش منغّص العيش. 2 11 آدم بد اخلاق سبكسرى بسيار كند و زندگى ناگوارى دارد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 510
3944 12- السّخاء يكسب المحبّة و يزين الاخلاق. 2 10 سخاوت، دوستى و محبت به بار آرد و اخلاق را زيور بخشد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 528
6 127 نزديك شدن با سفيهان اخلاق را فاسد كند.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 625
4961 30- خالطوا النّاس بما يعرفون و دعوهم ممّا ينكرون و لا تحمّلوهم على انفسكم و علينا فانّ امرنا صعب مستصعب. 3 443 آميزش كنيد با مردم به همان چيزى كه شناخت دارند، و واگذاريد آنها را از آنچه شناخت ندارند، و آنها را بر خويشتن و بر ما تحميل نكنيد كه به راستى كار ما سخت و دشوار است. 4962 31- خالطوا النّاس باخلاقهم و زائلوهم فى الاعمال. 3 451 با مردم در ظاهر به همان اخلاق خودشان آميزش كنيد، ولى در عمل از آنها جدا شويد.
ترجمهغررمحلاتى ج 1 صفحهى 628
4980 49- قارب النّاس فى اخلاقهم تأمن غوائلهم. 4 513 نزديك شو در ظاهر با مردم در اخلاق و رفتارشان تا از مصيبتهاى ايشان در امان باشى. 4981 50- كفى بالصّحبة اختبارا. 4 575 مصاحبت براى آزمايش كافى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 61
5867 149- شرّ اخلاق النّفوس الجور. 4 178 بدترين اخلاق مردم ستمكارى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 105
6274 12- ما صان الاعراض كالاعراض عن الدّنايا و سوء الاغراض. 6 112 آبروها را چيزى نگه ندارد مانند دورى كردن از پستيها (اخلاق و اعمال پست) و انديشههاى بد و دشمنيها.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 131
6527 14- المبادرة الى العفو من اخلاق الكرام. 2 4 پيشى جستن به گذشت از خلق و خوى مردمان كريم و بزرگوار است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 149
6704 110- حسب الرّجل عقله، و مروءته خلقه. 3 401 حسب مرد (كه بدان بايد افتخار ورزد) عقل او است، و مردانگى او اخلاق او است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 152
6732 138- عنوان فضيلة المرء عقله و حسن خلقه. 4 366 سرلوحه برترى و فضيلت آدمى عقل و اخلاق نيكوى او است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 167
6893 77- العلماء اطهر النّاس اخلاقا و اقلّهم فى المطامع اعراقا. 2 140 دانشمندان پاكترين مردمند از نظر اخلاق ، و كمترين مردمند از نظر ريشه در طمعها.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 228
1 301 شخص معيوب و كسى كه نقصى در اخلاق او است، عيبش از او پوشيده است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 229
3 161 هرگاه در ديگران اخلاق نكوهيدهاى را ديدى از دچار شدن به امثال آن در خود پرهيز كن. 7400 13- تأمّل العيب عيب. 3 282 درنگ كردن و تأمّل در عيب ديگران عيب است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 241
7500 4- الغشّ من اخلاق اللّئام. 1 343 غشّ از اخلاق لئيمان و انسانهاى پست است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 253
7609 19- معاجلة الذّنوب بالغفران من اخلاق الكرام. 6 149 شتاب كردن در بخشيدن خطاها و گناهان از اخلاق كريمان است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 256
7646 2- اشرف اخلاق الكريم تغافله عمّا يعلم. 2 450 شريفترين خلقهاى كريم و بزرگوار تغافل او است از آنچه مىداند.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 286
7903 5- العسر يفسد الاخلاق. 1 202 سختى و فشار زندگى اخلاق را فاسد كند.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 367
8674 8- الكذب شين الاخلاق. 1 239 دروغ، موجب زشتى و عيب اخلاق انسانى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 368
8680 14- الكذب و الخيانة ليسا من اخلاق الكرام. 1 389 دروغ و خيانت از خلق و خوى مردمان گرامى و بزرگوار نيست.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 371
8708 42- ليس الكذب من خلائق الاسلام. 5 74 دروغ از اخلاق اسلام نيست.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 372
8729 1- أحسن الاخلاق ما حملك على المكارم. 2 462 بهترين اخلاق آن است كه تو را به كارهاى نيك وادارد.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 382
8809 81- من شرف الاعراق كرم الاخلاق. 6 17 بزرگوارى اخلاق از شرافت و بلندى ريشه و نژاد ناشى مىشود.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 383
8826 1- المكارم بالمكاره. 1 21 مكارم و اخلاق پسنديده و نيكو با سختيها (و تحمّل ناخوشيها) به دست آيد.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 392
8906 1- التّكلّف من اخلاق المنافقين.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 400
6 451 راهنمايى و شناخته شود آدم پست و لئيم به بدى رفتار، و زشتى اخلاق ، و نكوهيدگى بخل (و بخيل بودن). 8980 54- اعظم اللّؤم حمد المذموم.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 469
9593 3- النّصيحة من اخلاق الكرام.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 514
9964 3- النّفاق شين الاخلاق. 1 191 دو رويى زشتى و عيب اخلاق است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 526
6 245 رسيدن انسان به هر آنچه مىجويد از خوشى زندگى، و امن بودن راه، و روزى فراخ، به نيكويى نيّت و اخلاق گسترده و نيكوى او است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 532
10111 14- الورع من نزهت نفسه و شرفت خلاله. 2 32 شخص پارسا كسى است كه نفس او پاكيزه باشد و اخلاق و خصلتهاى او شريف باشد.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 533
10124 27- انّ ازين الاخلاق الورع و العفاف. 2 489 به راستى كه آراستهترين اخلاق ، ورع و پاكدامنى است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 538
10183 2- انّ من مكارم الاخلاق ان تصل من قطعك و تعطى من حرمك و تعفو عمّن ظلمك. 2 542 به راستى از مكارم اخلاق است كه پيوند كنى با كسى كه از تو بريده، و عطا و بخشش كنى به كسى كه تو را محروم ساخته، و عفو و گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده است.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 545
10251 12- ما بات لرجل عندى موعد قطّ فبات يتململ على فراشه ليغدو بالظّفر بحاجته، اشدّ من تململى على فراشى، حرصا على الخروج اليه من دين عدته و خوفا من عائق يوجب الخلف، فانّ خلف الوعد ليس من اخلاق الكرام. 6 108 شب آن مردى كه از طرف من وعدهاى به او داده شده، و شب خود را با اضطراب و نگرانى براى رسيدن به حاجت خود به سر مىبرد، سختتر نيست از اضطراب و نگرانى من به خاطر حرصى كه بر انجام آن وعده دارم، و ترس از اين كه مانعى سر راهم آيد كه موجب خلف وعدهام گردد، كه به راستى خلف وعده از اخلاق كريمان و بزرگواران نيست.
ترجمهغررمحلاتى ج 2 صفحهى 557
10380 6- التّقوى رئيس الاخلاق. 1 194 تقوا، اساس اخلاق است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 11:48 توسط میرشاعرعلی
|