|
ث خطبه 69 نهج البلاغه ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري پس از جنگ صفين و ماجراي رسواي حكميت , معاويه و شاميان كه مغرور و سرمست شده بودند , هجوم به قلمرو حكومت اسلامي را پيشه ساختند و به تحقير و هراساندن عراقيان پرداختند. اميرمومنان (ع ) كوفيان و عراقيان و ديگر مسلمانان را به هماوردي و پيكار با شاميان فرا خواند , اما آنان زبوني ورزيدند و از پيكار با دشمنان هراسيدند. امام (ع ) آنگاه كه ديد فرمان جهاد و تشويق و تشجيع , كارگر نمي افتد , به سرزنش آنان پرداخت و آنها را با تازيانه نكوهش نواخت , تا كه شايد به خود آيند و غيرت ورزند و به كارزار با دشمنان پردازند. در پي يكي از هجومهاي شاميان (به عين التمر , از بلاد اسلامي ) امير غيرتمندان (ع ) از كاهلي و بي غيرتي پاره اي از مرد نمايان پيرامون خويش , سخت ناليد و خطبه اي دردمند و آتشناك بر آنان خواند و در بخشي از سخنانش چنين فرمود : هان ! نامردمان ! تا چند با شمايان مدارا كنم , چونان مدارا كردن با شتر بچگان كوهان كوفته (كه ظاهرشان سالم مي نمايد و درون شان مجروح است , و شما بيرون تان سالم مي نمايد و درون تان پر از نفاق است ) و يا همچون جامه هاي فرسوده و اشكافته , كه از هر سويش بدوزند و شكافش را به هم آرند , از سوي ديگر وامي شكافد و مي درد. هرگاه گروهي از لشكريان شاميان , خود را به شمايان مي نمايانند , به خانه هاتان مي رويد و در به روي خود مي بنديد و چونان سوسماران , به سوراخهاتان مي خزيد و همچون كفتاران , در لانه هاتان مي آراميد. والله ! ذليل است آن كس كه شمايان ياورانش باشيد و تيراندازي با شما , تيرافكني با تيربي سر و ته است (نه دو شاخه اي ته تير , كه در زه كمان درآيد و نه پيكاني سرتير , كه بر تن دشمن نشيند). به خدا , شمايان در ميدانهاي بي رزم و به گاه عشرت و بزم و هنگامه لاف زني و گزافه گويي پرشماريد و بسيار; اما زير بيرقهاي رزم و در صحنه هاي جهاد و عزم كم شماريد و اندك ! البته من شيوه اصلاح تان را مي دانم و به چگونگي راست كردن كجيهاتان دانايم ; اما هرگز اصلاح شمايان را به بهاي افساد و تباهي خويش , روا نمي شمارم . (آري , من مي دانم و مي توانم كه چونان جباران و خودكامگان , تيغ بر گردنهاتان نهم و به اجبار , به كارزارتان وادارم و هنگام نافرماني , دمارتان برآرم . و نيز مي دانم و مي توانم كه با بذل زر و سيم و مال و منال و بااعطاي جاه و مقام ناروا , به راه تان آرم و به كارتان وابدارم آن سان كه معاويه با شاميان مي كند و شاهان و حاكمان باطل , با مردمان مي كنند , اما هيهات كه دينم را به دنياتان دهم ! من نه آنم كه خويشتن را براي شمايان تباه سازم !) خداتان خوار گرداند و رخسارتان را به خاك مذلت كشاند و و بهره تان را از حيات , تباه گرداند! شمايان آن سان كه با باطل , آشنا و دمسازيد , با حق , ناسازگاريد وآن را نمي شناسيد. و آنچنان كه در تباه سازي حق كوشاييد , در كوفتن باطل نمي كوشيد!
|
|
نهج البلاغه , كتاب دل است , كتاب « سنت و سياست » , « حكمت و حكومت » است , كتاب اخلاق و تهذيب نفس است , كتاب « رهبري » و « رهروي » است , اسوه « سير و سلوك » است , پيوند دهنده « حيات و ممات » است , برنامه زندگي است , دستورالعمل « چگونه بودن » است , مرامنامه « هستي » است , قانون « حيات » است , تراز « زيستن » است , منشور « حكومت » است , نهج البلاغه نردبان تعالي روح است , بال معراج جان و سكوي پرواز در ملكوت است , خميرمايه تبلور احساس است , رواق اشراق معارف حقه و الهيه , در ضمير يك انسان است , ابزار معرفت « خدا » است , آيينه شناخت « خود » است , محك آزمون « اخلاص » است , رسواگر چهره « نفاق » و افشاگر زواياي پنهان « شرك » است . آري ... آري ... نهج البلاغه ... سوگ نامه فراق ياران است و رنج نامه عهدشكني هاي دوستان ناآگاه و هم پيمانان سست اراده و غمنامه مظلوميت « عدل » و محكوميت « حق » است . نهج البلاغه , منشوري است چند بعدي , كه هر زمان , يك چهره اش مي درخشد و براي هركس يك بعد و يك برش آن , متجلي مي شود , از هر مقوله اي , مقاله اي دارد , و براي هر دردي , درماني و براي هر نيازي , پاسخي , و البته كه بي دردان , از نهج البلاغه درماني هم نخواهند يافت , چون نداري درد , درمان هم مخواه درد پيدا كن , كه درمانت كنند به نقل از غدير
|
|
اشاره در ادامه انعكاس گزيده اي از توصيفات و بيانات انديشمندان درخصوص جايگاه بلند و توصيف ناشدني اميرمومنان علي (ع ) و اثر ارزشمند ايشان (نهج البلاغه ) در اين شماره بخشي از بيانات حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني را برايتان آماده كرده ايم . اين گزيده ها را با رجوع به كتاب « آيين كشورداري از ديدگاه امام علي (ع ) » و به نقل از نشريه غدير تهيه نموده ايم . اين اثر مجموعه بحثهايي است كه حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در شرح عهدنامه حضرت علي (ع ) به مالك اشتر , در دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ايراد فرموده و پس از تنظيم از سوي آقاي حسين كريمي به دست چاپ سپرده شده است . با هم اين گزيده را مي خوانيم . منشور جاودانه تاريخ يكي از فصول درخشان نهج البلاغه كه همچون ساير مباحث آن , رنگ جاودانگي خورده و به ابديت پيوسته است , عهدنامه مالك اشتر است . اين فرمان به صورت يك منشور جاودانه و انساني و انسان ساز در تاريخ و فرهنگ اسلامي باقي مانده است . شاگرد شايسته پيامبر(ص ) اميرالمومنين علي (ع ) بزرگترين , شايسته ترين و كاملترين شاگرد مكتب پيامبر اكرم (ص ) بود و هيچ كس به اندازه اميرالمومنين (ع ) نسبت به پيامبر اكرم (ص ) نزديك نبوده است . جهان متعجب از عظمت نهج البلاغه صدها سال است عظمت نهج البلاغه جهان بشريت را زير بال خود گرفته و تمام تاريخ را در نورديده است . بشريت در برابر والايي آن به اعجاب و بهت دچار آمده و با ناتواني و درماندگي , در مقابل عظمت بي نظير آن به زانو درآمده است . بالاتر از توصيف چگونه مي توان درباره نهج البلاغه اي سخن گفت كه هزار سال است نام او در كنار قرآن مجيد بر زبانها جاري است و نه تنها دوستان كه دشمنان نيز آن را ستوده و در برابر عظمتش اظهار عجز كرده اند. هزار سال تلاش ناچيز نهج البلاغه كتابي است كه هزار سال است بزرگترين انديشمندان هر عصر و روزگاري درباره آن مي انديشند و به جايي نمي رسند. هزاران محقق فرزانه پيرامون آن , هزاران محقق , هزاران جلد كتاب نوشته , ميليونها صفحه كاغذ را با فاخرترين عبارات و تمجيدها سياه كرده اند , اما هنوز بشريت موفق نشده گونه اي از عظمت و سترگي آن را چنانكه شايسته است توصيف و تشريح نمايد. عظمت نهج البلاغه حضرت علي (ع ) در نهج البلاغه آنچنان بلاغت و لطافت كلام بكار برده است كه عقل انسانهاي عادي نمي تواند به عمق آن برسد. نهج البلاغه با الگوي عظيم و آموزنده خصوصيت بيسار مهمي كه از لابلاي كلمات حضرت علي (ع ) به دست مي آيد و هر بيننده ژرفنگر را به خود جلب مي كند تصوير زيبا و دقيق زندگي شخصي آن حضرت و حوادث و وقايعي كه در دوران حيات با آنها رو به رو بوده و طرز برخورد و مقابله با اين حوادث است . لذا نهج البلاغه از اين ديدگاه , يك الگوي عظيم و آموزنده از زندگي جانشين بر حق پيامبر(ص ) است كه تمامي شيفتگان آن حضرت و پيروان راه و پويندگان مكتبش مي توانند سيماي ملكوتي پيشواي خود را در آن نظاره و ابعاد گسترده اين سيماي بي مانند را سرمشق زندگي روش و رفتار خود قرار دهند. تعريف نهج البلاغه ساده ترين و كوتاه ترين تعريفي كه مي توان از قرآن مجيد بيان كرد , اين است كه بگوييم قرآن كلام خداوند متعال است كه به لسان وحي بر قلب رسول الله (ص ) نازل شده است . درخصوص نهج البلاغه نيز مي توان گفت : نهج البلاغه كلام مولا اميرالمومنين علي (ع ) است كه گفتارها و نوشتارها و نامه ها و وصايا و كلمات كوتاه و نصايح و مواعظ و فرامين و احكام آن حضرت را در بر مي گيرد و از حدود هزار سال پيش به صورت كتابي تدوين شده است . الگوهاي خط فكري انسانها در فرهنگ تشيع , قرآن و نهج البلاغه و ديگر آثار ائمه معصومين (ع ) تنها الگوي خط فكري انسانها و تنهاراه تشخيص صحيح از باطل است . راز سيادت در ديدگاه علي (ع ) كه فرهنگ راستين اسلام است , قدرت مقام و رياست , نفوذ معنوي و آقايي و سيادت , به معناي راستين آن , در سايه عبوديت و بندگي الله تحقق مي پذيرد. در فرهنگ تشيع , قرآن و نهج لبلاغه و ديگر آثار ائمه معصومين (ع ) تنها الگوي خط فكري انسانها و تنهاراه تشخيص صحيح از باطل است
|